ماجراهای پدر بزرگ و رمانهای حامد رحمتی!!
ماجراهای پدر بزرگ و رمانهای حامد رحمتی!!
جناب آقای رحمتی ، خیلی از تـقریرات شما در هفته نامه های محلی در طول سالهای ماضی مورد توجه خوانندگان محترم قرار گرفته بود و متاسفانه بنده افتخار مصاحبت با شما را هنوز تجربه نکرده ام .
بنظر می آید که سابقاً نوشته هایتان اثباتی و جهت تنویر افکار عمومی بود ، اما از زمانی که آن حادثه برای شما در دانشگاه آزاد فومن پیش آمد ، من و بسیاری از خوانندگان هفته نامه از افـاضاتتان بی بهره بودیم . طی دوران فترت ، مصادف شد با تقریر چندین رمان در سال جدید .
اصرار به ارسال رمانهائی در طی دو هفته به دو هفته در هفته نامه چهارم دی و نه دو هفته نامه فومنات !!! ، که بیشتر مورد توجه اهالی فومن و شفت واقع میگردد ، نشان از تقسیم ماموریت ، هجمه های نوشتاری شماست نه انتقادی !!
رمانهائی به بهانه هائی از قبیل : (داستان برنج خونین پدر بزرگ به مورخه 11/11/88 ) و ( بیماری پدر بزرگ و بیمارستان فومن به مورخه 29/1/89) و سرانجام ( چرا نشسته اید آقای وکیل به مورخه 29/2/1389 ) بیانگر نگرانی شما و دوستانتان از اقدامات ساختاری و زیر بنائی در دست انجام توسط نماینده فعلی مجلس و تاثیر گذاری شان در حوزه اقتصادی و توسعه و اشتغال شهرستانهای فومن و شفت می باشد !!
انشاالله مقالات بظاهر انتقادی شما به قصد بستر سازی برای طرفداری از فرد خاصی نباشد !! .
یقیناً روحیه انتقادی شما قابل ستایش است ولی در دوره قبل از آن خبری نبود!! اما امیدوارم در آینده استمرار پیدا نماید !!.
شایسته خواهد بود در نگارش مطالب از قلیانی شدن تبری جسته و از ارضاء سخن با بزرگان به قصد توهین و تحقیر دست بردارید و فقط به تکلیفتان یعنی ارایه نقطه نظرات منطقی اقدام نمائید ، در غیر اینصورت این نوشته ها بیشتر از آنکه کارشناسانه و دلسوزانه باشد ، جانبدارانه و سیاسی کارانه تداعی خواهد گردید و این عمل نوعی بدعت گذاری است!!! ،
مدتها قبل که نگارش و توزیع شب نامه ها با هدف توهین و تحقیر نماینده شهر به منازل مردم فرستاده می شد و در سطح شهر و در پاتوق و کافی شاپ های سنتی دست به دست میگشت ، می دانستم که این عمل زشت نوعی بدعت است و روزی این حرکت ناجوانمردانه! گریبانگیر بانیانش خواهد شد!! .
گندم از گندم برون آید جو زجو
بقول جنابعالی جای بسی خوشحالی خواهد بود که از شب نامه به روزنامه روی آورده شود زیراکه شغال ها شب به شکار میروند !!.
آری برادر
گناه شصت سال معضلات صنعت چای به حساب نماینده فعلی خیلی غیر منصفانه است!!!.
معلوم است مدتها از اخبار و احوال سیاست گذاری های صنعت چای بی خبری و یا شاید چون پدر بزرگ شما باغ چای ندارد ، اشراف لازم در این خصوص برایتان حاصل نگردیده است !! .
می دانم که شما به نماینده دوره قبل تعلق خاطر دارید ، اما مطمئنم نماینده فعلی در خصوص حادثه قطع همکاری دانشگاه آزاد با شما نقشی نداشته و به شما بدهکاری ندارد و عدم بهره مندی از استعداد جنابعالی از زمان مسئولیت رئیس قبلی دانشگاه آزاد فومن که از منصوبان نماینده دوره هفتم بود ، صورت پذیرفته و امیدوارم آن حادثه در بیان نوع جملات و اصرار به استمرار مقالات دنباله دار تخریبی تان ، نقشی نداشته باشد!! .
بهتر است توجه داشته باشید که سازمان چای از دوره قبل منحل گردیده بود!! و صنعت چای سالهاست که با معضلات عدیده ائی دست وپنجه نرم می کند ، و در برهه ائی ، تولیت چای شمال را به سازمان تعاون روستا سپردند و در طول سالهای گذشته ، دولت هر آنچه را که چایکاران تولید کردند خریداری نمود و پروسه تولید هم هرگز بطور کامل تعطیل نگردید و حتی در سفر مقام معظم رهبری به گیلان و اولین دوره سفر ریاست جمهوری ، توجه ویژه ائی به بررسی معضلات کشاورزان در خصوص بحث چای و برنج و ابریشم بعنوان سه محصول استراتژیک استان گیلان به عمل آمد ، تا جائیکه سازمان چای ، دوباره احیاء گردید و تلاش جهت قرابت ذائقه ایرانیان و چای شمال در دستور کار قرار گرفت .
در مقاله مورخه26/2/89 تاکید داشته اید که :
(( قیمت تمام شده چای ایرانی بالاست و قابل رقابت با چای سیلان و هند نبوده و چون چای هند و سیلان ارزانتر است ،به کشور وارد می شود )).
لازم است مطالبی را اجمالاً به اطلاع برساند که :
1- قیمت در نظر گرفته شده برای خرید برگ سبز چای درجه یک(540 تومان) و درجه دو (290 تومان ) می باشد که از هر 5/4 کیلو برگ سبز ، یک کیلو چای خشک تولید میشود که در بهترین شرایط فروش ، قیمت چای درجه یک سه هزار تومان (3000 تومان) می باشد ، در حالیکه چای سیلان و هند کیلوئی چهارده هزار تومان (14000 تومان) قیمت گذاری شده است، پس ارزانی !! دلیل عدم توانائی رقابت چای ایرانی با چای خارجی نمی باشد !!!
2- متولیان صنعت چای میدانند که بوته های باغات چای پیر شده اند و نیاز به اصلاح دارند و از سوئی عرصه زیر کشت چایکاران محدود میباشد یعنی چای بصورت کشت و صنعت مدیریت نمی شود و به همین دلیل برای باغداران چای ، هزینه نگهداری و ایجاد شبکه میکانیزاسیون و اجرای آبیاری و غیره مقرون به صرفه نبوده و در نهایت رغبتی برای اصلاح بوته های پیر از خود نشان نمی دهند !!.
3- از لحاظ عملکردی در طول سالیان گذشته ، چایکاران هر آنچه سبز بود را بعنوان برگ سبز می چید و به کارخانه می آورد و کارخانه داران هم ، هرچه بیشتر برگ سبز تحویل می گرفتند ، بیشتر از دولت دستمزد دریافت می نمودند ، لذا هرچه سبز بود را تحویل گرفته و سیاه نموده و به دولت تحویل داده تا توسط دولت در انبار ها دپو گردد !! و مافیای چای و فرصت طلبان امر قاچاق نیز با انگیزه تخریب صنعت چای و سود بیشتر ناشی از واردات چای خارجی قاچاق ، موضوعات برشمرده بالا را برجسته و اقدام به افشاء این سیکل نمودند تا با تغییر ذهنیت و ذائقه ایرانیان نسبت به چای شمال عرصه را برای جولان چای خارجی مهیا نمایند و از میلیاردها تومان درآمد ناشی از واردات چای خارجی قاچاق متنعم گردند!!! که در اجرای این سیاست نیز موفق شده اند تا جائیکه هم اکنون بجز سه استان در کشور ، بقیه استانها به دلایلی کمتر تمایل به نوشیدن چای ایرانی دارند !!! .
4- در طول سال150 هزار تن برگ سبز چای توسط چایکاران چیده شده و تحویل کارخانه داران می شود ، که از این مقدار،( 37 هزار تن ) چای خشک تولید میگردد و چون نیاز کشور به چای خشک جهت مصرف در حدود 120 هزار تن می باشد و در بهترین شرایط اگر بتوانیم 40 الی 45 هزار تن چای خشک تولید نمائیم ، باز جهت مصرف داخل کشور ، نیاز داریم 50 الی 55 هزار تن چای خارجی وارد نمائیم ، نه اینکه چای صادر نمائیم!! یعنی نیاز کشور ما به چای خیلی بیشتر از تولید داخلی ماست !! . و این در حالی است که سالیانه بیش از 80 هزار تن چای خارجی توسط چند نفر بطور قاچاق وارد کشور می شود !!.
5- حال نظر شما را به نکته ظریفی جلب می نمایم که :
از 40 الی 45 هزار تن چای خشک تولیدی داخل کشور ، در بهترین شرایط 10 الی 15 هزار تن به
مصرف داخلی و مقدار اندکی هم صادر میگردد ، یعنی 30 الی 35 هزار تن چای خشک باقی مانده از
تولید، بجای اینکه در ایران مصرف شود ، در انبارها دپو و پس از سالها نگهداری و پرداخت هزینه
انبارداری توسط دولت اجباراً امحاء میگردد یعنی دولتهای پس از انقلاب اسلامی برای کمک به
کشاورزان و استمرار چرخه زندگی چایکاران و جلوگیری از بروز هرگونه مشکلات اجتماعی ، برگ های
سبز چایکاران را خریداری ، انبار و سپس امحاء می نمایند !!!.
می دانید چرا؟
برای اینکه :
1- هنـوز ذهنیت و ذائقـه ایرانیـان با چـای شمالی قـرابتی پیـدا نکـرده!!!
2- و مهم تر اینکه تـاکنون نتـوانسته ایم جلـوی چای خـارجی قاچـاق را بگیـریم !!!
می دانید اگر این همه چای خارجی بطور قانونی ( نه قاچاقی ) وارد کشور شود ، از مالیاتش می توان هم بوته های پیر باغات چای را اصلاح نمود و هم نسبت به مکانیزاسیون باغات چای اقدام و هم صنعت چای را به بهره وری رساند !!
حال جناب آقای رحمتی از شما سوالی دارم
آیا جنابعالی شخصی را نمی شناسید که در وزرات بازرگانی پست مهمی داشته باشد و جزء وظایف اداری و ذاتی اش ، تنظیم بازار و جلوگیری از کالاهای قاچاق از جمله چای و برنج و سامان دادن به بحث بی رویه ورود چای خارجی به کشور باشد ؟!!
آیا می دانید حفاظت و تقویت تولیدات داخلی ، موجب امنیت اقتصادی و سیاسی کشور بوده و از وظایف وزرات بازرگانی است !
یقیناً وزارت بازرگانی می تواند با هماهنگی نهادهای ذیربط ، از طریق فرهنگ سازی واجرای تشویقات ، مردم را راغب به خرید چای داخلی بجای چای خارجی نماید ، که در این صورت دیگر نیازی به پیدا کردن مشتری در اسپانیا نمی باشد که شما پیشنهادش را در مقاله بشماره 283 چاپ شده در هفته نامه چهار دی مطرح نموده بودید !!
جهت استحضار خوانندگان محترم هفته نامه لازم دیدم اقدامات و مصوبات کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی را در سال جاری برشمارم
1- بر اساس مصوبه کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی ،در همه شهرهای دارای باغات چای ، باید اداره چای تاسیس می گردد .
2- بر اساس مصوبه کمیسیون کشاورزی تمام باغات چای باید نقشه برداری شده و مساحی آنها تهیه گردد و چایکاران نیز شناسنامه دار شوند .
3- 157 کارخانه موظف و مشغول به خرید برگ سبز چای چایکاران می باشند
4- 165 کارخانه مشغول به تولید چای خشک بوده و سازمان چای موظف به تنظیم قرارداد با آنها بوده و تاکنون نیز 15 هزار تن چای خشک تولید گردیده است !!! .
5- براساس مصوبه کمیسیون کشاورزی ، دولت موظف است حتی چای ضایعاتی را نیز خریداری و برای آن برنامه ریزی نماید!!.
6- بر اساس مصوبه کمیسیون کشاورزی ، دولت موظف گردیده به 5 هزار و پانصد نفر از چایکاران وام بهزراعی با نرخ سود پایین پرداخت نماید.
7- اگرچه قیمت برگ سبز درجه یک 540 تومان و برگ سبز درجه دو 290 تومان تعیین گردیده ، اما با پیگیری نمایندگان گیلان از جمله نماینده فومن و شفت ، افزایش قیمت برگ سبز درجه یک به 580 تومان و درجه دو به 310 تومان در دستور کار قرار گرفت .
8- تا به امروز 68 هزار تن برگ سبز چایکاران خریداری ، که 42 هزار تن درجه یک و 26 هزار تن درجه دو میباشد و تاکنون 16% افزایش خرید برگ سبز چای به نسبت سال مشابه داریم !
اندکی صبر سحر نزدیک است ، البته نه به اندازه 8سال دوره وکالت دوست شما !!
آری برادر
اگر در دوره های گذشته از جمله چهار سال قبل ، که دوست شما نماینده مردم فومن وشفت در مجلس شورای اسلامی بودند ، اقدامات ساختاری و اساسی برای رفع معضلات چای و ابریشم و برنج کشاورزان صورت می پذیرفت ، امروز زارعین و چایکاران دغدغه ائی را حس نمیکردند تا شما دست به قلم شوید !!
موضوع اینست که آیا : بهنگام 8 سال وکالت دوست شما ، معضلات چای وجود داشت؟
اگر معضلات چای وجود داشت ( که یقیناً هم همینطور است ) پس چرا در طول دو دوره نمایندگی دوست شما که اتفاقاً ایشان عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی نیز بودند ، این معضلات را حل نکردند ؟!!
راستی نتیجه دعوت از تاجر اهل تاجیکستان ( آقای رجب اف ) در سال 1384 توسط نماینده دوره هفتم و اصرار به سرمایه گذاری ایشان در صنعت چای شمال که اتفاقاً از کارخانه های چای گیلان و از جمله فومن نیز بازدید نمودند چی شد ؟!!.
تا آنجائیکه من به یاد دارم ، نماینده دوره هفتم به بهانه ارتقای صنعت چای ، با دعوت و هزینه آقای رجب اف سفری به کشور تاجیکستان داشتند که هیچ نتیجه ائی برای صنعت چای به همراه نداشت جز سیر و سیاحت به تاجیکستان !!! در این خصوص می توانید به آرشیو هفته نامه چهاردی مراجعه نمائید .
آری برادر
اگر می بینید گریزی به گذشته زده ام بخاطر این است که من باور ندارم ، حل ریشه ائی معضلات چای و برنج و ابریشم در حد توان یک نماینده و حتی نماینده های گیلان باشد و به صرف عضو کمیسیون کشاورزی و یا کمیسیون اقتصادی بودن یک نماینده ، نمی توان همه گناهان را به پای یک فرد نوشت !!!. در این خصوص حتماً باید به طرح و برنامه و تغییر ساختار و سیستم و تبیین سیاست گذاری در امور اقتصادکلان به محوریت کشاورزی و فرهنگ سازی در راستای تغییر نگاه ملی و حمایت همه جانبه از عرصه تولید داخلی و مبارزه با رانت خواری و جلوگیری از ورود بی رویه کالاهای قاچاق که به معنای ایجاد پایداری در کشور میباشد ، توجه ویژه داشت .
پس پیشنهاد من به شما این است که : بهتر است بهنگام جولان در عرصه نقد !!! ، ضمن بیان محسنات ، اقدام به بررسی منصفانه معضلات نمائید!!! تا در نگاه مردم ، نقدتان ، تخریب تصور نگردد !!
همه عیب خلق دیدن نه مروت است و مردی یکمی نگاه به خویشتن ، که همه گناه داریم
در مقاله بشماره 283 مورخه 26/2/89 اعلام نموده اید که :
(( اگر نبود تعصب و غیرت افرادی همچون مهندس موسوی ، چگونه می شد چای فومنات را زنده کرد))
البته باید به داشتن افرادی همچون مهندس موسوی افتخار کرد که با درآمد شخصی خویش اقدام به احداث دانشکده ائی نموده که در سطح کشور بی نظیر بوده و صد البته برای تقدیر از این انسان شریف ، می بایست تندیسش را در میدانی نصب کرد تا آیندگان یاد و عمل صالح او را بخاطر بسپارند .
اما می دانید که چای فومنات که از آن نام برده ا ید ، 95 درصد از چای خارجی تهیه شده وتنها 5% آن از چای فومن تهیه شده است !!
آیا تاکنون در جلوی درب کارخانه فومنات واقع در میدان پاسداران ، چایکاران برای تحویل برگ سبز چای خود به کارخانه ، به صف ایستاده اند ؟
مسلماً نه ، می دانید چرا ؟
چون روش تجاری و درآمدی امثال جناب آقای مهندس موسوی غیر از نگاه نوشتاری شما می باشد !!
متولیان امر کارخانه چای فومنات در روش کاری خود اولاً : فقط برگ سبز درجه یک چایکار را می خرند ثانیاً: به هیچ وجه از طرف دولت ، برگ سبز خریداری نمی نمایند ثالثاً : به اندازه نیاز کارخانه خود برگ سبز درجه یک می خرند تا بعد از خشک نمودن ، چای خارجی را با آن مخلوط نموده و در قالب بسته بندی فومنات بفروش برسانند و به سبب علاقه به فومن ، اسمش را گذاشته اند چای فومنات ،همین و بس !!
حال اگر این روش از نظر شما نجات چای شمال و زنده کردن چای فومنات است پس دومین پیشنهاد من به شمـا این است که :
فردی را پیدا نمائید تا برنجهای هندی و تایلندی و پاکستانی و آرژانتینی را با 95% (خارجی) و 5% برنج تولیدی کشاورزان فومن وشفت همچون برنج مزرعه پدر بزرگ ، مخلوط نموده و بنام برنج فومنات بسته بندی نماید و سپس شما در تقدیر از او برایش مقاله تنظیم نمائید ، وآنگاه مقاله تقدیر آمیز تان را برای کشاورزان منطقه فومن و شفت قرائت نمائیم،آیا کشاورزان زحمت کش از این موضوع خوشحال خواهند شد و بنظر شما راه نجات برنج شمال این است ؟!!
در ادامه در مقاله مورخه 26/2/89 عنوان داشته اید که :
(( آقای وکیل چرا نشسته اید ؟ ))
آقای رحمتی ! وکیلی که برود سوئد و ایتالیا ، پس ننشسته است !! آری برادر ، آقای دکتر منصف که دارای دکترای رشته سلولزی از کشور اوکراین می باشد ، طراحی را ارائه و بصورت علمی تحقیق کرده که می توان از کاه و کلوش مزارع کشاورزان از جمله مزرعه پدر بزرگ ، چهل نوع فرآورده بدست آورد!! ، لذا آقای نماینده مورد خطاب شما ، بهمراه دکتر منصف و مهندس خدابنده فومنی ، مشترکاً به سوئد رفتند نه ایتالیا !! تا از نزدیک در جریان وضعیت اثباتی طرح مذکور و احداث کارخانه صنایع تبدیلی فوق الذکر قرار گرفته وبا تسریع در اجرای آن ، ضمن ایجاد اشتغال مستقیم برای جوانان بیکار این شهر ، کلیه کشاورزان شهرهای فومن و شفت و همجوار از جمله پدر بزرگ ، مجبور نگردند کاه و کلوشهای خود را هر ساله آتش بزنند و به محیط زیست منطقه آسیب وارد نمایند و موجبات نگرانی شما را فراهم نمایند !! .
راستی جناب آقای رحمتی ، نماینده دوره قبل هم سفرهای بسیاری به آلمان و اتریش و مالزی و دبی و تاجیکستان و چندین کشور خارجی دیگر داشتند ولی نه از طرحهای صنعتی و اشتغالزائی ایشان خبری شد و نه از وعده احداث هتل های شش ستاره توسط سرمایه گذاران مالزیایی در منطقه ماسوله !! ( که سند آنرا به هفته نامه ارایه داده ام )، هشت سال ( دو دوره نمایندگی در مجلس ) زمان بسیاری است برای بررسی کارنامه افراد ، اینطور نیست !!!.
سند شماره یک :
برادر رحمتی ! آیا در طول دو دوره نمایندگی دوست شما (( 8 سال)) جنابعالی طرح و انتقادی نداشتید ؟!! حالا که در طول این دوسال صاحب نقطه نظرات کارشناسی و انتقادی و طرح های کاربردی شده اید سومین پیشنهاد من به شما این است که :
بجای مقایسه بطلمیوس و افلاطون و ارسطو با کاشف السلطنه ، بهتر است هر چه زودتر طرحهای جالب توجه چای ارگانیک را که از سایتها دریافت نموده اید ، بطور مکتوب به متولیان امر اعلام تا سرمایه گذار لازم در خصوص طرحهایتان شناسائی و سپس اجرائی گردد زیرا امروز ، که نماینده فعلی برای طرحهای کاربردی اهمیت ویژه ائی قائل است ، نباید طرح تان در پستوی خانه بماند و یقییاً در دوره آینده ، اگر نماینده فعلی رای نیاورد !! دیگر کسی به طرح ها و ایده ها توجه ائی نخواهد کرد ، همچنان که در دوره هفتم نکردند !!
و اما در خصوص تله کابین اشاره داشته اید که :
(( کمک به اهداف برادران داماشی و ایجاد فرصت های شغلی و مالی و جذب سرمایه های توریستی در سایر شهرها بسیار ارزشمند است و پرواز مرغ اندیشه نماینده فعلی ، استانی و فراحوزه ائی است و ای کاش بجای منطقه داماش و سیبون ، دغدغه تله کابین برای فومن وشفت می داشتند که البته معمولاً آقای میرزائی در مورد طرحها خوب حرف می زند !! )). نقل به مضمون
برادر عزیز، سرمایه گذاران مورد اشاره شما می خواهند در ماسوله پارکینگ طبقاتی و در قلعه رودخان تله کابین بزنند ، همان قلعه رودخانی که دوست شما طی 8 سال دوران نمایندگی مجلس نتوانست چنین کاری انجام دهد و فقط مسئولیت دریافت پول از گردشگران را برعهده یکی از بستگانش ( خواهرزاده ) قرار داده بود تا خدمات لازم به مهمانان و بازدیدکنندگان از قلعه رودخان ، پیش کششان باشد !!!.
راستی اخیراً جهت طی دوران تجدید قوا و بازیابی سلامت به قلعه رودخان رفته اید ؟ بخش خصوصی اقدامات مقدماتی خیلی خوبی را مهیا نموده و این تازه آغاز راه است !!
آیا می دانید امسال چه تعداد گردشگر از قلعه رودخان بازدید داشته اند ؟.
البته شنیده ام شما نوشته اید که توسعه قلعه رودخان کمی است نه کیفی !!!.
ظاهراً نماینده دوره قبل که بعضاً به بهانه کوهپیمائی به قلعه رودخان می رود و هر زمان که در مسیر پیاده روی خویش با روند رو به رشد قلعه رودخان مواجه میشود و از اینکه می بیند بیش از 100 نفر از هم محلی هایش توسط سرمایه گذار اهل سید آباد مشغول بکار شده اند ، نگران می شود که چرا خود نتوانست این تحولات کمی !! را در منطقه قلعه رودخان به عمل آورد!! لذا بجای تشویق و ترغیب به استمرار اقدامات صورت پذیرفته ، دستور تهیه و ارسال نقد توسعه کمی !!! در امر گردشگری قلعه رودخان را به دوستان سفارش می دهد !!.
راستی برادر رحمتی !
همین توسعه کمی مورد انتقاد شما چرا در دوران 8 سال وکالت رفیق تان که اتفاقاً اهل قلعه رودخان هم می باشند ، اجرائی نگردید تا نماینده فعلی به فکر توسعه کیفی آن باشد !!!.
البته در خصوص توسعه کیفی و ساختاری در دست اقدام در منطقه قلعه رودخان در آینده نزدیک خبرهای مهمی به گوش شما خواهد رسید که امیدوارم شما را خوشحال نماید!! (( گر صبر کنی زغوره حلوا سازند ))
در پاراگرافی از مقاله 26/2/1389 به صنعت فولاد تعریضی داشته اید:
((صنعتی انرژی بر، هزینه زا و تخریب کننده محیط زیست که قطعاً باعث افزایش سرانه درمان مردم میشود و آیا در مدت کم مانده دوره وکالت نماینده فعلی این طرح توجیه اقتصادی دارد ؟)) نقل به مضمون
برادر رحمتی ! صنعت فولاد در دست احداث توسط سرمایه گذار کرمانشاهی ، صنعت نورد نمی باشد بلکه صنعت ذوب است !! که در سطح کشور در شهرهائی همچون اصفهان و اهواز و چند شهر بزرگ وجود داشته و رونق اقتصادی این شهرها زبان زد عام وخاص است و با سرمایه گذاری 200 میلیارد تومانی آقای مهدیّون که برابر است با بودجه جاری 20 سال فومن ، موجب اشتغال مستقیم 2 هزار نفر و شکوفائی اقتصاد فومن و شفت میشود ونگرانی شما مبنی بر اینکه این طرح ، انرژی بر و هزینه زا است رابرعهده خود آقای مهدیّون بگذارید!! ولی ناراحتی شما در خصوص محیط زیست از سوی کارشناسان اداره کل محیط زیست در دست بررسی میباشد و اگر آقای مهدیّون نتواند نظر مثبت کارشناسان اداره کل محیط زیست را دریافت نماید یقیناً 200 میلیارد تومان سرمایه خود را به هدر نداده و استان دیگری منتقل خواهد نمود در اینصورت آیا شما نگران بیکاری جوانان این شهر خواهید بود؟!! یقیناً اگر کارخانه ذوب فولاد راه اندازی و 2 هزار نفر بطور مستقیم در آن مشغول بکار شوند علاوه بر کاهش نرخ بیکاری و رونق اقتصادی با اثر گذاریشان بروی حداقل سه نفر بطور غیر مستقیم ، 6 هزار نفر از این تحول اقتصادی بهره مند شده و دعاگوی باعث و بانی این عمل خیر خواهند شد !!.
نکند کسانی از این اقدامات کلان و اثرگذاریش در حوزه اقتصادی و سیاسی منطقه برای دور آینده نگران باشند؟!!
راستی جناب آقای رحمتی ، بهنگام احداث کارخانه نئوپان زیده شما نگران محیط زیست و منابع طبیعی بینظیر منطقه فومنات نبودید و از شما مقاله ائی در خصوص قطع درختان و نابودی جنگل و تخریب محیط زیست منتشر نگردید ، البته فکر کنم نئوپان جزء صنایع تبدیلی بوده و اگر این کارخانه احداث نمی گردید معلوم نبود با درختان جنگلی منطقه فومنات چه باید میکردیم !! آیا مثل کاه و کلوش می بایست آنها را آتش می زدیم ؟ !! .
و اما در پاسخ به آخرین بند نگرانی شما به اطلاع می رساند که :
اگرچه از وکالت نماینده فعلی، دو سال بیشتر نگذشته و به عبارتی دو سال بیشتر باقی نمانده ولی از جنابعالی استدعا دارم نگران توجیه اقتصادی طرح احداث کارخانه فولاد و کارخانه های دیگر در مدت زمان باقی مانده دوران وکالت نماینده فعلی نباشید ، زیرا همانطوریکه مجوز دانشگاه آزاد فومن توسط آقای رسول جماعتی نماینده دوره ششم در مجلس شورای اسلامی گرفته شد ولی دوست شما آنرا افتتاح و بنام خود تمام کرد و شما نیز از آن بهره لازم را گرفتید !! .
یقیناً پیگیری مطالعه و دریافت مجوز احداث کارخانه عظیم ذوب فولاد و کارخانه تبدیل کاه و کلوش کشاورزان استان گیلان و تبدیل آن به 40 نوع فرآورده کاغذی و احداث کارخانه بلبرینک در شهر صنعتی گوشلوندان و احداث اولین کارخانه تبدیل زباله به گازوئیل در ایران و طرح پارکینگ طبقاتی ماسوله و تله کابین قلعه رودخان و تاسیس بزرگترین مرکزدانشکده کشاورزی غرب کشور در دهستان رودپیش توسط نماینده فعلی در طول دو سال باقی مانده دوران نمایندگی ایشان ، انشاءالله اجرائی شده و افتتاح آن توسط نماینده آینده اشکالی نخواهد داشت فقط امیدوارم بهنگام افتتاح آن از زحمات بانیان یادی شود !!!
دیگران نکاشتند و ما نخوردیم ما میکاریم و دیگران بخورند !!!
در مقاله برنج خونین به مورخه 11/11/88 بشماره 271، اذعان نموده اید که جعبه جادوئی پدر بزرگ را روشن کردم و به نتیجه بحث و جلسات کمیسیون بهداشت وکمیسیون کشاورزی مجلس توجه نمودم که :
(( کمیسیونهای کشاورزی و بهداشت به این نتیجه رسیده اندکه برنجها وارداتی فاقد هرگونه سم و مشکل پزکی و بهداشتی است !! سپس به این بهانه خطاب به آقای دکتر تامینی و آقای مهندس میرزائی نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی اعلام داشته اید که : انتظار از شما بیش از این است !!! .
ظاهراً مثل اینکه این خبر فقط از جعبه جادوئی منزل شما پخش شده !!!
برای استحضار خوانندگان محترم هفته نامه چهارم دی ، عین مصاحبه جناب آقای دکتر تامینی نماینده محترم مردم شهرستان رشت و مصاحبه جناب آقای مهندس میرزائی نماینده محترم مردم شهرستانهای فومن و شفت را به اطلاع می رسانم .
گذار قلبتان با صفا و شکوفه های اندیشه تان
مستقل باد
ارادتمند : محسن منیرزاد
سند شماره 3 سند شماره 2
هفته نامه 4دی،اولین نشریه نیم قرن اخیر فومن و شفت